یادداشت

ظهور هندسۀ جدید حکمرانی

پیام رهبر سوم معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، از همان دقایق نخست انتشار، فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی یا کنشِ مقطعی در برابر یک رخداد داخلی یا خارجی ارزیابی شد.

ملت نیوز؛ پیام رهبر سوم معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، از همان دقایق نخست انتشار، فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی یا کنشِ مقطعی در برابر یک رخداد داخلی یا خارجی ارزیابی شد. جنس ادبیات، لایه های تحلیلی نهفته در آن با افق‌گشایی‌ای که در دل این پیام صورت گرفت، نشان داد با یک «نشانگان حکمرانی» روبه‌رو هستیم؛ نشانگانی که می‌تواند خبر از تکوین هندسۀ جدید قدرت در جمهوری اسلامی سوم دهد. در این نوشتار می‌کوشیم با عبور از خوانش‌های روزمره، لایه‌های این پیام را در نسبت با ظهور الگویی تازه از رهبری و حکمرانی تحلیل کنیم؛ الگویی که هم‌زمان عقلانیت راهبردی، پاسخگویی نهادی و پیوند مستقیم با افکار عمومی را به میدان می‌آورد.

۱از پیام سیاسی تا منطق حکمرانی

آنچه این پیام را از بسیاری از بیانیه‌های رسمی متمایز می‌کند، نوعی «عقلانیت راهبردیِ اصلاح‌گر» است که در تاروپود آن تنیده شده است. رهبر انقلاب با اشراف کامل بر تحولات داخلی و بین‌المللی، چارچوبی نوین برای ادارۀ کشور ترسیم کردند که در آن، هم از تجربیات گذشته درس گرفته می‌شود و هم امکان تکرار خطاها و محاسبات نادرست در عرصه‌های کلان ملی مسدود می‌گردد. این پیام را باید جلوۀ «قدرت اصلاح محاسبات» رهبری دانست؛ قدرتی که می‌تواند بدون ایجاد بی‌ثباتی در ساختار نظام، خطاهای شناختی و راهبردی مسئولان را تشخیص دهد و مسیر تصمیم‌سازی را تصحیح کند. در این هندسۀ جدید، دیگر منافع کوتاه‌مدت سیاسی یا ملاحظات جناحی و سلیقه‌ای، مجوّزی برای قربانی‌کردن امنیت ملی، استقلال کشور و منافع راهبردی ملت نخواهند بود.

۲مشروعیت ترکیبی و ریشه‌های قدرت جدید

یکی از مهم‌ترین دلالت‌های این پیام، آشکارشدن «قدرت مبتنی بر مشروعیت ترکیبی» است. در این الگو، مشروعیت دینی برگرفته از جایگاه ولایت فقیه، مشروعیت انقلابی برآمده از آرمان‌های ۱۳۵۷ و مشروعیت مردمیِ حاصل از پیوند مستمر با افکار عمومی، در یک فرایند واحد هضم می‌شوند. رهبر انقلاب در این پیام نه‌تنها در مقام ولیّ فقیه و امر، بلکه همچون یک «راوی ملی» ظاهر می‌شوند که مسائل پیچیدۀ حکمرانی را به فهم مشترک عمومی تبدیل می‌کند. این همان «قدرت روایت‌سازی و اقناع عمومی» است که امکان بسیج اجتماعی برای گذار از گردنه‌های دشوار را فراهم می‌کند و مردم را از مخاطبان منفعل سیاست‌ها به شرکای آگاه در تحقق آرمان‌های انقلاب بدل می‌سازد.

۳نهادسازی به جای شخص‌محوری

اگر بخواهیم عصارۀ پیام رهبرسوم را در یک توصیه برای سطوح اجرایی و سیاسی کشور خلاصه کنیم، آن مفهوم چیزی نیست جز «پایان دوران تصمیم‌گیری‌های فاقد پشتوانۀ نهادی». رهبر انقلاب با تأکید بر نهادسازی و عمل در چارچوب ساختارهای قانونی و اسلامی، عملاً «قدرت شبکه‌ساز و نهادساز» خود را به میدان آورده‌اند؛ قدرتی که به جای اتکا به افراد و جناح ها، برتقویت و تثبیت نهادهای پایدار متمرکز است. در این نگاه، هر نهاد باید در محدودۀ مأموریت‌های خود تصمیم بگیرد، اقدام کند و مسئولیت نتایج عملکرد خویش را نیز بپذیرد. این «قدرت مسئولیت‌ساز» دقیقاً به معنای وادارکردن مدیران و کارگزاران به پذیرش پیامدهای تصمیماتشان است و می‌تواند به افزایش شفافیت، کارآمدی و پاسخگویی در کل نظام حکمرانی منجر شود.

۴کنشگری بین‌المللی و نگاه تمدنی

در عرصۀ بیرونی نیز پیام حامل این معناست که ایرانِ جدید، با درکی دقیق از مناسبات قدرت در نظام جهانی، دیگر به تعهدات یک‌جانبه یا وعده‌های قدرت‌های بزرگ دل نمی‌بندد. جمهوری اسلامی ایران در این چارچوب، خود را قدرتی فعال و اثرگذار تعریف می‌کند که برای تأمین منافع ملی از تمامی ظرفیت‌های مشروع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی بهره می‌گیرد و در برابر بدعهدی‌ها، موضعی مطالبه‌گر و مقتدر اتخاذ می‌کند. اما آنچه این کنشگری را از یک عمل‌گراییِ صرف دولتی فراتر می‌برد، «قدرت تمدنی» نهفته در این نگاه است. رهبر انقلاب با عبور از افق محدود «دولت ـ کشور»، مقصد نهایی حرکت انقلاب را «امت اسلامی» و «تمدن نوین اسلامی» ترسیم می‌کنند؛ این «قدرت آینده‌نگر» به جای واکنش به رخدادهای روز، بر اساس روندهای بلندمدت ژئوپلیتیکی و تمدنی تصمیم می‌سازد و مختصات ایران را در نظم در حال ظهور جهانی بازتعریف می‌کند.

۵بازتعریف نسبت رهبری و جامعه

در این هندسۀ جدید، نقش ولی فقیه تنها به هدایت کلان نظام محدود نمی‌ماند، بلکه «نظارت عالیه بر محاسبات راهبردی مسئولان» نیز بُعد دیگری از قدرت رهبری را شکل می‌دهد. رهبر انقلاب در پیامشان دادند که در مقاطع ضروری، با صراحت و صداقت، دیدگاه‌های خود را مستقیماً با مردم در میان می‌گذارند و بدین ترتیب شکاف میان لایه‌های مدیریتی و افکار عمومی را پر می‌کنند. این رویکرد، در حقیقت گامی بلند در تعمیق الگوی «امام و امت» است؛ الگویی که در آن، ولی فقیه نه در جایگاه یک ناظر دور از میدان، بلکه همچون یک «راهبر مسئولیت‌ساز» عمل می‌کند که همۀ ارکان نظام را به پاسخگویی در برابر خدا و مردم فرامی‌خواند.

در نهایت پیام رهبر سوم انقلاب در خصوص یادداشت تفاهم پایان جنگ ایران و آمریکا را می‌توان نقطه‌عطفی در ورود جمهوری اسلامی به مرحله‌ای جدید از حکمرانی قلمداد کرد؛ مرحله‌ای که بر سه پایۀ «عقلانیت راهبردی»، «مسئولیت‌پذیری نهادی» و «ارتباط مستقیم و اقناعی با مردم» استوار است. قدرت رهبری در این مرحله، دیگر نه یک اقتدار صرفاً حقوقی یا کاریزماتیک، بلکه قدرتی چندلایه و پویا متشکل از قدرت اصلاح محاسبات، قدرت نهادسازی، قدرت روایت‌سازی، قدرت مسئولیت‌ساز و قدرت تمدنی است. اگر این رویکرد به‌درستی در سطوح مختلف نظام اجرایی و سیاسی نهادینه شود، می‌تواند زمینه‌ساز افزایش انسجام ملی، ارتقای کارآمدی حکمرانی و تقویت جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی باشد. اکنون توپ در زمین نهادها و کارگزارانی است که باید نشان دهند معنای این هندسۀ جدید را به درستی دریافته‌اند و آماده‌اند مسئولیت تاریخی خود را در این برهجۀ سرنوشت‌ساز بپذیرند.

محمدحسن دهقانی/کارشناس مسائل استراتژیک

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید
بستن
دکمه بازگشت به بالا